ثبت لحظه های احساس - حامد میرزاآقایی

*قصۀ باران 

مي زند بر شيشه، باران

دوباره مرا مي كشد سوي خيابان، باران

مي شوم حيران، مي روم زير باران

به عشق بارِ ديگر ديدن باران

اما باز هم خبري نيست از باران

دوباره زنده مي شود، خاطرات من و باران

دوباره مي بارم، من هم همراه باران

هر چند مدتهاست

كه ديگر خبري نيست از باران

اما چه كنم

مرحمِ اين دلِ كوير شده از بي آبي

فقط باران است و فقط باران است و فقط باران 


خــانه | گالری عکس | شعر | شعر و عکس | عکس و نوشته | دیگر نوشته ها | نظر خواهی و تماس با من | درباره من

من در فيس بوك
تمامی حقوق این سایت متعلق به حامد میرزاآقایی می باشد،استفاده از مطالب و عکس ها فقط با ذکر نام سایت و صاحب ا ثر مجاز می باشد.
هرگونه استفاده تجاری از نوشته ها و عکس ها بدون مجوز کتبی ممنوع می باشد.
Copyright©2008-2014 - Mirzaaghaei Hamed. All rights reserved