*فرصت ها مي گذرند
بيا تا شور و نشاط جواني هست
بيا تا سرخ و سفيديم
بيا تا حسي هست براي هديه دادن گُل سرخ
بيا تا فرصتي هست براي با هم بودن
من و تو با هم بمانيم
اكنون
عاشق و عشق و معشوق و فرصت هست
نگذار زماني برسد
عاشق و عشق و معشوق باشد
اما فرصت ديگر نباشد
نگذار عمري كه گذشت
بشنوي صدايي:
مسافر آخر راهي
يك قدم بيشتر نمانده.